








از آنجا که دختران سرزمین پارس همه و همه به ریدن مشتاقند و مشعوف از تحقق امر٬ مذکور ضعیفه ی مذکور را قلقلکی پدیدار گشت که حضرتش را به ریدن به روی خود ترغیب نماید. و چنین کرد. نرمی پیشه بکرد و پس از مالش هایی بس شهوت آلود و بسیار نچ نچ نمودن ٬ملاحت بار رو به حضرت بکرد و چنین گفتار آغاز نمود: آقا میشه اون شیشه پنجره رو بکشین پایین؟ حضرت که به رسم تمام٬ عادت به کم صحبتی دارند با نگاهی بس برنده دختر را دیده بشکست و پنجره را طبق حاجت٬ پایین کاگر نمود. ضعیفه که چنین بی محلی را بسی خوشایند گشته بود و عطشان به ریدن مجدد باز هم ملاحت پیشه بکرد و اینبار از دری دگر دخول بکرد و بگفت: اگه سردتونه شیشه رو بکشین بالا... من ناراحت نمی شم! حضرتش که به دگرگونی درونی ضعیفه آگاه گشته بود٬ نگاهی بکرد و بگفت: نچ! حال میده! و این سخن را لحنی بس خشانت بار چاشنی نمود و دخترک رابه حال اسفناک خود بگذاشت و برفت. و حضرت دیگر حضورش نبود تا ببیند آن دخترکی که دیگر از پا دادن گذشته بود و به بریدن پا و پرت کردن آن ناچار افتاده بود به چه حال درآمد و به چه احوالی گریان ... اما به هر مدخل بسی جالبناک بود ...
اینقدر یعنی خواهران ما ...؟؟؟
* خراسانیان: سیاه جامگان
مادر /ج/ن/د/ه حالا داریم راه می ریم نگامون می افته تو روی اون دافی ت/خ/م/ی تر از خودت
نکردیمش که بابا ... ک/و/ن/ک/ش ...
.
- خدا وجود دارد. (فرض اولیه)
- خدا قادر و عالم مطلق است. (تعریف خدا)
- خدا کریم و مهربان مطلق است. (تعریف خدا)
- موجودی که مطلقا کریم و مهربان باشد با هر بدی و شر مطلقا مخالف است.(تعریف مهربان مطلق)
- موجودی که مطلقا کریم و مهربان باشد در صورت اطلاع از وجود شر و توانایی نابود کردن آن شر را بلافاصله نابود میکند. (نتیجه گیری از گزاره ۴)
- خدا با هر بدی و شر مخالف است. (نتیجه گیری از گزاره ۳ و ۴)
- خدا آنی میتواند شر را به طور کامل نابود کند. (نتیجه گیری از گزاره ۲)
- نتیجه شر و بدی هرچه که باشد خدا میتواند بدون متوسل شدن به شر به آن دست یابد. (نتیجه گیری از گزاره ۲)
- خدا دلیلی برای نابود نکردن شر ندارد. (نتیجه گیری از گزاره ۷٫۱)
- خدا دلیلی برای بلافاصله عمل نکردن ندارد. (نتیجه گیری از گزاره ۵)
- خدا شر را به طور کامل و عانی نابود میکند. (نتیجه گیری از گزاره ۶، ۷٫۲ و ۷٫۳)
- شر وجود داشتهاست، وجود دارد و وجود خواهد داشت. (فرض اولیه)
- گزارههای ۸ و ۹ متناقض هستند. بنابراین یکی از فروض اولیه ناصحیح هستند. به این معنی که یا خدا وجود ندارد. یا شر وجود ندارد.
اینجا رو هم بخونین. خوبه.
- ردش کن ... با دلیل ...
مسئول صندوقش رو نگاه کنم ...
آرومم می کنه بی شرف ...
Our final conversation
It lies heavy on my mind
And although we couldn't say it
I think we know we can't go back this time
Your love and desperation
Is the writing on the wall
?And will all the light start flashing
?Or is this the final curtain call
(It's such a shame, it's such a shame (ah
( Don't walk away, don't walk away (ah
All this time I thought I knew myself
But once again I bury my head in shame
Nothing lasts forever
A flower always dies
I never felt the beauty
?Why can't I see through other people's eyes
(It's such a shame, it's such a shame (ah
(Don't walk away, don't walk away (ah
All this time I thought I knew myself
But once again I bury my head in shame
(I paid the price for all mistakes (ah
(And when love ends new life begins (ah
My independence always nails me to the floor
And it leaves me wanting more
It leaves me wanting more
I've got everything
A girl could ever need
So why do I still feel
Like my life's so incomplete
You made me beautiful
You brought me to my knees
So please don't go
Don't take the missing piece
(It's such a shame, it's such a shame (ah
(Don't walk away, don't walk away (ah
All this time I thought I knew myself
But once again I bury my head in shame
(It's such a shame, it's such a shame (ah
(Don't walk away, don't walk away (ah
All this time I thought I knew myself
( But once again (once gain
I bury my head in shame
In shame
Shame
این درگیری به حدی بالا گرفته که بنده تصمیم به اعمال تحریم های شدیدی رو دارم ... باز هم معتقدم پدر و مادری که به فرزندش اعتماد نداشته باشه رو با هیچ چیزی نمیشه راضی کرد. حتی اگر براش ثابت کنی بابا من عیسی مسیح هستم ... مثل الان که من دارم ک/و/ن خودم رو پاره می کنم ... دارم به گ/ا میرم ... و دارم فکر میکنم که آیا من هم با توله ی خودم چنین خواهم کرد؟؟؟
- خواب بودم ... همش تو خواب بوی پاچه ی کز داده شده میومد ... پا شدیم دیدیم مامانمون هنر نمایی می فرمایند و ما رو خفه ... ای خدا!!!!
I, I who have nothing
I, I who have no one
Adore you and want you so
I'm just a no one with nothing to give you but, oh
I love you
He, he buys you diamonds
Bright, sparkling diamonds
But, believe me, dear, when I say
That he can give you the world but he'll never love the way
I love you
He can take you any place he wants
To fancy clubs and restaurants
But I can only watch you with
My nose pressed up against the window pane
I, I who have nothing
I, I who have no one
Must watch you go dancing by
Wrapped in the arms of somebody else when, darling, it's I
Who loves you
I love you
I love you
I love you
یکی اومده می گه این بابا تو کفه که اومده اینطوری نوشته
.
.
منو می گه ها!!!
.
می خواستم یه تیکه از اجرای کلاسیک موزیکال ca ira رو براتون بذارم ... توفیق حاصل نشد
