تبليغاتX
گل سرخ مبسوط

منظره ی خونمون

پاتوق

خونمون

منظره ی خونمون

در راه جنگل

آبشااااااااااار

جنگل

تو جنگل

بازگشت ... تو بارون

حکاکی شده  توسط یه مازوخیسمی به نام نئو در ساعت 13:42 | لینک  | 

میرم سفر ... زیر بارون ...

 

حکاکی شده  توسط یه مازوخیسمی به نام نئو در ساعت 14:10 | لینک  | 

در حکایات آمده است که روزی حضرت نئو شتابان سوی حجره ی خود گشت. در راه سوار بر طیاره ای خسته بگشت و به هم نشینی جنسی از اجناس لطیف خداوندگار در آمد. از قضا در آن روز حضرت نئو بسی خوش تیپ گشته بود نمی دانیم چرا؟ ( از حضرت بعید است کلا! ) البسه اش را یکجا به قامت خراسانیان* مزین که گویی دون کارلئونه است خدایی اش!

از آنجا که دختران سرزمین پارس همه و همه به ریدن مشتاقند و مشعوف از تحقق امر٬ مذکور  ضعیفه ی مذکور را قلقلکی پدیدار گشت که حضرتش را به ریدن به روی خود ترغیب نماید. و چنین کرد. نرمی پیشه بکرد و پس از مالش هایی بس شهوت آلود و  بسیار نچ نچ نمودن ٬ملاحت بار رو به حضرت بکرد و چنین گفتار آغاز نمود: آقا میشه اون شیشه پنجره رو بکشین پایین؟ حضرت که به رسم تمام٬ عادت به کم صحبتی دارند با نگاهی بس برنده دختر را دیده بشکست و پنجره را طبق حاجت٬ پایین کاگر نمود. ضعیفه که چنین بی محلی را بسی خوشایند گشته بود و عطشان به ریدن مجدد باز هم ملاحت پیشه بکرد و اینبار از دری دگر دخول بکرد و بگفت: اگه سردتونه شیشه رو بکشین بالا... من ناراحت نمی شم! حضرتش که به دگرگونی درونی ضعیفه آگاه گشته بود٬ نگاهی بکرد و بگفت: نچ! حال میده! و این سخن را لحنی بس خشانت بار چاشنی نمود و دخترک رابه حال اسفناک خود بگذاشت و برفت. و حضرت دیگر حضورش نبود تا ببیند آن دخترکی که دیگر از پا دادن گذشته بود و به بریدن پا و پرت کردن آن ناچار افتاده بود به چه حال درآمد و به چه احوالی گریان ... اما به هر مدخل بسی جالبناک بود ...

اینقدر یعنی خواهران ما ...؟؟؟

* خراسانیان: سیاه جامگان

حکاکی شده  توسط یه مازوخیسمی به نام نئو در ساعت 0:37 | لینک  | 

خدایی جون به جون این مردم کنی آخرش هم همون پخن

مادر /ج/ن/د/ه حالا داریم راه می ریم نگامون می افته تو روی اون دافی ت/خ/م/ی تر از خودت

نکردیمش که بابا ... ک/و/ن/ک/ش ...

حکاکی شده  توسط یه مازوخیسمی به نام نئو در ساعت 2:2 | لینک  | 

برهان شر ... خوبه بدونین 

.

  1. خدا وجود دارد. (فرض اولیه)
  2. خدا قادر و عالم مطلق است. (تعریف خدا)
  3. خدا کریم و مهربان مطلق است. (تعریف خدا)
  4. موجودی که مطلقا کریم و مهربان باشد با هر بدی و شر مطلقا مخالف است.(تعریف مهربان مطلق)
  5. موجودی که مطلقا کریم و مهربان باشد در صورت اطلاع از وجود شر و توانایی نابود کردن آن شر را بلافاصله نابود می‌کند. (نتیجه گیری از گزاره ۴)
  6. خدا با هر بدی و شر مخالف است. (نتیجه گیری از گزاره ۳ و ۴)
  7. خدا آنی می‌تواند شر را به طور کامل نابود کند. (نتیجه گیری از گزاره ۲)
    1. نتیجه شر و بدی هرچه که باشد خدا می‌تواند بدون متوسل شدن به شر به آن دست یابد. (نتیجه گیری از گزاره ۲)
    2. خدا دلیلی برای نابود نکردن شر ندارد. (نتیجه گیری از گزاره ۷٫۱)
    3. خدا دلیلی برای بلافاصله عمل نکردن ندارد. (نتیجه گیری از گزاره ۵)
  8. خدا شر را به طور کامل و عانی نابود می‌کند. (نتیجه گیری از گزاره ۶، ۷٫۲ و ۷٫۳)
  9. شر وجود داشته‌است، وجود دارد و وجود خواهد داشت. (فرض اولیه)
  10. گزاره‌های ۸ و ۹ متناقض هستند. بنابراین یکی از فروض اولیه ناصحیح هستند. به این معنی که یا خدا وجود ندارد. یا شر وجود ندارد.

اینجا رو هم بخونین. خوبه.

- ردش کن ... با دلیل ...

 

حکاکی شده  توسط یه مازوخیسمی به نام نئو در ساعت 0:21 | لینک  | 

خیلی دوست دارم برم مستر پیچ

مسئول صندوقش رو نگاه کنم ...

آرومم می کنه بی شرف  ...

حکاکی شده  توسط یه مازوخیسمی به نام نئو در ساعت 13:56 | لینک  | 

  Our final conversation   
It lies heavy on my mind   
And although we couldn't say it   
I think we know we can't go back this time   
Your love and desperation   
Is the writing on the wall   
  ?And will all the light start flashing   
?Or is this the final curtain call   

(It's such a shame, it's such a shame (ah   
      ( Don't walk away, don't walk away (ah   
All this time I thought I knew myself   
But once again I bury my head in shame   

Nothing lasts forever   
A flower always dies   
I never felt the beauty   
     ?Why can't I see through other people's eyes   

(It's such a shame, it's such a shame (ah   
(Don't walk away, don't walk away (ah   
All this time I thought I knew myself   
But once again I bury my head in shame   
 

(I paid the price for all mistakes (ah   
(And when love ends new life begins (ah   
My independence always nails me to the floor   
And it leaves me wanting more   
It leaves me wanting more   


I've got everything   
A girl could ever need   
So why do I still feel   
Like my life's so incomplete   
You made me beautiful   
You brought me to my knees   
So please don't go   
Don't take the missing piece   

(It's such a shame, it's such a shame (ah   
(Don't walk away, don't walk away (ah   
All this time I thought I knew myself   
But once again I bury my head in shame   


(It's such a shame, it's such a shame (ah   
(Don't walk away, don't walk away (ah   
All this time I thought I knew myself   
 ( But once again (once gain   
I bury my head in shame   
   

    In shame   
Shame   

حکاکی شده  توسط یه مازوخیسمی به نام نئو در ساعت 15:59 | لینک  | 

شخصا معتقدم من باید به پدر و مادرم اعتماد کنم ... نه اونا به من. همیشه اختلاف نسل که منجر به اختلاف نظر هست بوده و خواهد بود ... حالا این وسط یه سری والدین با سطح فکری بالا پیدا میشن که درک می کنن این سطح اختلاف رو. یه سری هم که سطح غالب رو تشکیل میدن شعور اینکه بفهمن هر کی نظر و شخصیت خودشو داره رو ندارن. اصلا نمی خوان بفهمن الگو های ذهنی و رفتاری و شخصیتی و همینطور اجتماعی در هر نسلی نسبت به نسل قبل فرق داره. مثلا ساعت خواب شب بابا ننه ما که نسل قبل هستن ۱۰ یا ۱۱ شبه. در حالی که بنده٬ به عنوان نماینده نسل جدید٬ ساعت خوابم ۲ شبه. البته بطور میانگین. حالا یکی بیاد بفهمونه که بابا شما فرهنگ خودتو داری ... ما هم مال خودمون رو.

این درگیری به حدی بالا گرفته که بنده تصمیم به اعمال تحریم های شدیدی رو دارم ... باز هم معتقدم پدر و مادری که به فرزندش اعتماد نداشته باشه رو با هیچ چیزی نمیشه راضی کرد. حتی اگر براش ثابت کنی بابا من عیسی مسیح هستم ... مثل الان که من دارم ک/و/ن خودم رو پاره می کنم ... دارم به گ/ا میرم ... و دارم فکر میکنم که آیا من هم با توله ی خودم چنین خواهم کرد؟؟؟

- خواب بودم ... همش تو خواب بوی پاچه ی کز داده شده میومد ... پا شدیم دیدیم مامانمون هنر نمایی می فرمایند و ما رو خفه ... ای خدا!!!!

حکاکی شده  توسط یه مازوخیسمی به نام نئو در ساعت 0:40 | لینک  | 

    I, I who have nothing  
I, I who have no one  
Adore you and want you so  
I'm just a no one with nothing to give you but, oh  
I love you  

He, he buys you diamonds  
Bright, sparkling diamonds  
But, believe me, dear, when I say  
That he can give you the world but he'll never love the way  
I love you  

He can take you any place he wants  
To fancy clubs and restaurants  
But I can only watch you with  
My nose pressed up against the window pane  
  
I, I who have nothing  
I, I who have no one  
Must watch you go dancing by  
Wrapped in the arms of somebody else when, darling, it's I  
Who loves you  
  
I love you  
I love you  
I love you  

حکاکی شده  توسط یه مازوخیسمی به نام نئو در ساعت 17:4 | لینک  | 

آقاااااااا !!!!

یکی اومده می گه این بابا تو کفه که اومده اینطوری نوشته

.

.

منو می گه ها!!!

.

می خواستم یه تیکه از اجرای کلاسیک موزیکال ca ira رو براتون بذارم ... توفیق حاصل نشد

 

حکاکی شده  توسط یه مازوخیسمی به نام نئو در ساعت 0:55 | لینک  |